باز گردد عــــــــاقـــــــــبت این در بلی رو نماید یار ســـــــیمین بر بلی
ســــــاقی ما یاد این مســــــتان کند بار دیگر با می و ســـــــاغر بلی
نوبـــــــهار حـــــــســـن آید سوی باغ بشکفد آن شاخـــههای تر بلی
دامن پر خــــــــاک و خاشــــاک زمین پر شود از مشک و از عـنبر بلی
ایــــــن سر مخمور اندیشه پرســــت مست گردد زان می احــمر بلی
این دو چشم اشـــــکــــبــار نوحه گر روشنی یابد از آن مـــــنظر بلی
گوشها که حلقه در گوش وی است حلقهها یابــــــند از آن زرگر بلی
شاهد جان چون شهادت عرضه کرد یابد ایمــــــــان این دل کافر بلی
چون براق عــــــشق از گردون رسید وارهد عیسی جان زین خر بلی
جمله خلق جهان در یک کس است او بود از صـــــد جهان بهتر بلی
من خـــــــــمش کردم ولیکن در دلم تا ابـــــــــد روید نی و شکر بلی
مولانا
نوشته شده توسط گروه عاشقان مهدی در چهارشنبه چهارم شهریور 1388 ساعت 19:7 موضوع | لینک ثابت

اللهم عجل لولیک الفرج ![]()
به باران یکریزی دل سپردهام که چشمهایت را به شکوفه خواهد نشاند
به روزی که گرمای نفسهایت را بر تار و پود سرد خویش تجربه خواهد کرد.
میآیی
و خیابانهای شهر را هیاهوی دوباره زیستن فرا میگیرد.
از دستان تو است که کوچههای غم گرفته پاییز
از آواز رویشی بزرگ، سرشار میشود.
ای بلندِ آسمانْ مسیر!
ریشههایمان در خاک رخوت، به انزوایی تلخ، تن داده است
نزدیکتر بیا تا آفتاب صدایت
حنجره جانمان را روشن کند.
نگاهمان کن تا حدود متبرک ظهورت را عاشقانه دریابیم.
نوشته شده توسط گروه عاشقان مهدی در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388 ساعت 22:55 موضوع | لینک ثابت
1- سلامٌ قولاً مِن رَبِّ رحیم.( یس/58)
2- سلامٌ علی نوح ٍ فی العالمین. (صافات /79)
3- سلامٌ علی اِبراهیم. (صافات/109)
4- سلامُ عـَلی موُسی وهارون. (صافات/120)
5- سلامُ علی آلِ یاسین. (صافات/130)
۶- سلامٌ عـَلیکُم طِبتُم فادخـُلوُها خالدین. (زمر/73)
7- سلامُ هیَ حتّی مَطلَعِ الفـَجر. (قدر/5)
نوشته شده توسط گروه عاشقان مهدی در شنبه پانزدهم فروردین 1388 ساعت 10:57 موضوع | لینک ثابت
دلا تا باغ سنگي، در تو فروردين نخواهد شد
به روز مرگ، شعرت، سورة ياسين نخواهد شد
فريبت ميدهند اين فصلها، تقويمها گلها
از اسفند شما پيداست، فروردين نخواهد شد!
مگر در جستجوي ربّناي تازهاي باشيم
وگرنه صد دعا زين دست، يك نفرين نخواهد شد
مترسانيدمان از مرگ، ما پيغمبر مرگيم
خدا با ما كه دلتنگيم، سرسنگين نخواهد شد
به مشتاقان آن شمشير سرخ شعلهور در باد،
بگو تا انتظار اين است، اسبي زين نخواهد شد!
نوشته شده توسط گروه عاشقان مهدی در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 ساعت 19:26 موضوع | لینک ثابت
آغاز امامت امام مهدی (عج)
بر منتظران
مبارک باد

بی تو اين عشق غريب است، بهارم! برگرد
اين همه فاصله آيد به چه کارم؟ برگرد
آسمان خسته تر از من، وَ من از رفتن تو
پُرم از ابر، که همواره ببارم، برگرد
سهمم از شعر، فقط گريه شده، ماهِ غزل!
ها ... دگر خاطره از خنده ندارم، برگرد
بی تو اينجا قفسی تنگ تر از خاطره هاست
قدر این پنجره من تاب نيارم، برگرد
من ِ ققنوس صفت سوختم از تنهايي
تا کجا شعله به دفتر بنگارم؟ برگرد
صبر بارانی من را که خزان دزديده ست
بی تو اين عشق غريب است، بهارم! برگرد
بی تو اين عشق غريب است، بهارم! برگرد
بی تو اين عشق غريب است، بهارم! برگرد
نوشته شده توسط گروه عاشقان مهدی در جمعه شانزدهم اسفند 1387 ساعت 23:40 موضوع | لینک ثابت
مهدی من ، آمده ام کوی تو
منتظر یک نظر از سوی تو
منتظرم تا که بیایی ز در
تکیه به دیوار زنی ای سحر
جام می ام گشته تهی از شراب
غرق گنه هر چه که دیدم سراب
با نگهی در تب و تابم بکن
جام می ام، پر ز شرابم بکن
تا که شوم محو تو ای نازنین
دست کشم ازفلک و از زمین
ناله زنم ناله ای دوست دوست
کاین همه عالم خریدار اوست
او که مرا با همه درماندگی
می کشدم باز سوی زندگی
تا که به دیدار تولایق شوم
غرق می ات گشته و عاشق شوم
مهدی من ؛ این من و این بار غم
مرحمتی تا نشود شاخه خم
مست می ام کن ز شراب می ات
تا که چو آهو بدوم از پی ات
آهوی گمگشته به صحرا منم
ماهی سرگشته به دریا منم
چشم امید م به تو باشد که باز
باز شود راه به رازو نیاز
سکوت![]()
نوشته شده توسط گروه عاشقان مهدی در جمعه بیست و پنجم بهمن 1387 ساعت 13:24 موضوع | لینک ثابت
خدایا
اگر خوابم بیدارم کن و اگر خزانم ،بهارم کن
اگر در هزار توی شب گمشده ام
جاده صبح را نشانم ده
و اگر از تو دور مانده ام در نزدیکی دستان گرم خود مکانم ده.
خدایا
اگر تو روبروی من ندرخشی هیچ یک از پنجره های جهان را باز نخواهم کرد
و اگر تو برویم لبخند نزنی
شکوه ها و گلایه هایم را آغاز نخواهم کرد.
خدایا
از عقربه های ساعت گله دارم که زمان را با خود بردند
و مرا میان زمین و آسمان بلاتکلیف گذاشتند.
از روزگار گله دارم
که هیچ گاه دست مرا به گرمی نفشرد و پیوسته مرا به سایه ها سپرد
ازخودم گله دارم
که هرگز پاهایم را به دوردستها نفرستادم
و قلب فرسوده ام را زیر باران تند بهاری نشستم
خدایا
کاش حرف عاشقانه ای بودم و دهان به دهان می گشتم
کاش
شاخه ای سر سبز بودم و پرنده های فقیر بر شانه ام می نشستند
کاش
نرده ای بودم و مسافران خسته به من تکیه می دادند
کاش
پشت پرده شب پنهان نمی شدم
کاش اینچنین و آنچنان نمی شدم
کاش
وقتی باران می بارید به خیابان می رفتم تا ناخنهایم شکوفه بدهند
خدایا
این پوست را که تو را دوست دارد چگونه از خود جدا کنم؟
اشکهایم را
که تو در قطره قطره آن پیدایی
چگونه در دستمالی کهنه بپیچم و در صندوقی بگذارم؟
غمهای مقدسم را
که اصل و نسب انها به تو می رسد چگونه از یاد ببرم؟
خدایا
امروز که پنجره ای برای تماشا
و حنجره ای برای صدا زدن فرشتگان ندارم امیدم به توست
پس بی آنکه نامم را بپرسی
و دفترهای دیروزم را ورق بزنی دوستم داشته باش
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط گروه عاشقان مهدی در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 ساعت 18:53 موضوع | لینک ثابت
مولای من![]()
می دانم که تو در انتظاری
تا دست به دعا برآریم و تو را بخوانیم و ظهور و فرج تو را از خدا بخواهیم .
مولای من![]()
می دانم که تو درانتظاری
تا با حسن اخلاق طریق پاک حجاب دیدار را پاره کنیم
و چهره دلارایت را به نظاره بنشینیم.
مولای من![]()
می دانم تو در انتظاری تا
در اثبات حقانیت تو در عصر غیبت ثابت قدم بمانیم و غیر راه تو را برنگزینیم.
مولای من![]()
تو نیز عنایتی کن
و در حق فرزندانت دعا کن که فرزند خلف تو باشیم
پری رخان که چو خورشید عالم افروزند
به پیش نور رخت چون ستاره در روزند
ز صورتت همه تعلیم حسن می گیرند
کزو به مکتب خوبی ملاحت آموزند
نوشته شده توسط گروه عاشقان مهدی در جمعه یازدهم بهمن 1387 ساعت 18:52 موضوع | لینک ثابت
خداوندا![]()
ای آن که سپیده دم را به پیشواز بیداری ام می فرستی
تا پاره های شب را از روی زمین بر چینند
و خورشید را با نور چشمانت روشن میکنی تا چشمانم دنیا را بهتر ببیند.
اگر چراغ هدایت تو نباشد
چه کسی مرا به سمت تو می آورد
و از پرت شدن به دره های ترسناک گناه و گمراهی نجات می دهد؟
خداوندا ![]()
چقدر بد است که به ریسمان لطف تو چنگ نمی زنم
مگر گرفتار شده باشم
و نام مبارک تو را بر لب نمی آورم
مگر فریب آرزوهایم را خورده باشم و زبانم سنگ شده باشد.
خداوندا ![]()
قلب من پرنده تشنه ای است که مشتاقانه به سوی برکه عشق تو بال می گشاید
او را با شولای محبت و رحمت خود گرم کن
و تا سقف سپید عرش پرواز بده.
خداوندا ![]()
وقتی تو را دارم
شب و روز در تسخیر من است و همه گلهای جهان در دستانم می رویند
و همه اقیانوسها در کوزه ام جای می گیرند
و صدایم به گوش همه می رسد
حتی کسانی که هزاران سال است در فراموشخانه ای متروک به خواب رفته اند.
خداوندا ![]()
وقتی تو را دارم
روی دریاچه ها راه می روم و هیچ وقت دیر به ایستگاه قطار نمی رسم
و تک تک ستاره ها می توانند وطن من باشند
و ماه بهترین دوست من است.
خداوندا ![]()
وقتی تو را دارم
وقتی تو در ایوان کوچک خانه ام می ایستی و پنجره اتاقم را باز می کنی
و قرصی نان در سفره آبی ام می گذاری
احساس می کنم همه را دوست دارم و می توانم عاشق همه باشم
و گیسوانشان را از برف پاک کنم
و بی آنکه از کلمه ها کمک بگیرم ، بهترین شعر را بسرایم .
خداوندا ، دوستت دارم ![]()
سکوت
نویسنده : محمدرضا مهدیزاده
نوشته شده توسط گروه عاشقان مهدی در یکشنبه بیست و نهم دی 1387 ساعت 13:44 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

خواهد امد اي دل ديوانه ام.
او که نامش با لبانم اشناست.
من گل نرگس برايش چيده ام.
باورم کن،خواهد امد،باوفاست. . .
فهرست اصلی
دوستان نوشته های پیشین
شهریور 1388 طراح قالب POWERED BY
مرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
دی 1386